تبليغاتX

بی سرزمین تر از باد
بی سرزمین تر از باد
دلیل رفتنم شدی

 

دلیل رفتنم شدی

 

خود خود تنم شدی

 

حتا اگه جدا بودی

 

فقط خیال ناز توست

 

که این سکوت و میشکنه

 

دست نجیب تو فقط

 

تار دلم رو میزنه

 

هر جا بودی یادت نره

 

دلم اسیر خواستنه

 

وقتی نباشی کار من

 

روز و شب و شمردنه

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 1384/05/31ساعت 0:29  توسط مهدی | 
تو خزون دل سپردن

تو خزون دل سپردن

 

دست تو وداع آخر

 

دست من یه بی صدا بود

 

تو قمار آشنایی با آشاره ی نگاهت

 

برگ آخر و می بردم

 

اون همه وعدهی فردا

 

اون همه خیال ساختن از لب تو

 

می شنیدم من خوش خیال ساده

 

همه عمرمو فروختم

 

حرفای تو رو خریدم

 

از کتاب سرنوشتم

 

از نگاه تو می خونم که دیگه

 

گم شده ام من تو شب کویر وحشت

 

واسه پیدا کردن راه یه ستاره ام ندیدم

 

حالا با دنیای من دنیای غم های من

 

از همه آشنا تری

 

از توی برکه ی ماتم

 

دلمو بر میداری تا

 

اوج رویا می بری

 

حالا با بهونه هات که

 

رفتنو پیش می کشی

 

آرزوهام بی فروغه

 

اون همه حرفای خوب

 

یا همش یه غصه بود

 

یا بهونه هات دروغه

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1384/05/30ساعت 2:16  توسط مهدی | 
در آنجا

در آنجا / در پشت چپر های اندوه بار عشق / روستايی است / كه مردمانش را من خوب می شناسم. /

در آنجا / شعر من خوشبخت است / و انسان در آيينه عشق / سيمای ساده ای دارد. /



در آنجا / وقتی باران می بارد، /
خاك می خندد / پنجره شكوفه می كند / و نسيم در ارتعاش شوق به رقص در می آيد. /



كسی از سرما / به خود نمی لرزد / وكسی از تنهايی خويش / به تنگ نمی آيد. /

آنجا اندوه آويزه چشم هاست / و هيچ كس بيهوده نمی خندد. /



آنجا روستای من است / و شعر من آنجا احساس آزادی می كند. /

در آنجا دستان تاول زده دهقان / آيينه عشق است /

و زمين در رنج مادران / به سجده می نشيند. /



در آنجا / دروغ سكه قلبی است / كه خريدار ندارد /

و مردم باور خود را تنفس می كنند / و به يقين خويش نماز می برند. /



در آنجا گل كوكب رنگ زيبايی دارد /

گندم بر سفره ها می رويد / و دانه در تنهايی خويش سبز می شود. /



اگر رهگذری راه گم كند / هزار فانوس / بر درگاه هزار خانه آويخته می شود /

و هزار دختر كوزه به دوش / از هزار چشمه نور / برای او آب حيات می آورند. /

 


2 نوشته شده در  شنبه 1384/05/29ساعت 1:51  توسط مهدی | 
بدون شرح

2 نوشته شده در  شنبه 1384/05/29ساعت 1:1  توسط مهدی | 
آخر دفتر ِ من(روایتی از عسل بانو)

آخر دفتر ِ من

 

آخر دفترم همین بود !

آخرِ عشق منم بی نشون موند!

 

چی می شه حالا که خسته ام

یه بار دیگه به رسم رفاقت بی آیی و

توی دستام، بکاری گل ها ی مریم!!

 

که سپید شه روزگارم!

که نشم غمگین واسه روز های رفتم!

 

بگیر دستای سردمو تو جاده

که نشم خسته از اون روزای رفته !

 

2 نوشته شده در  جمعه 1384/05/28ساعت 3:23  توسط مهدی | 
زندگی بی معناست

زندگی بی معناست

مثل يک شادی پوچ

مثل يک درد عميق

مثل يک کبوتر بی پر و بال

زندگی بی معناست مثل يک پاييز زرد

***

و اکنون عشق را همچون ديواری می پندارم که بين من و توست ...

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1384/05/27ساعت 0:8  توسط مهدی | 
گفتم از زندگی خسته ام

 
گفتم از زندگی خسته ام
گفتی که دل به تو بستم
گفتم این حرفا دروغه
گفتی با تو زنده هستم
گفتم این همش یه خوابه
یا که شاید یه سرابه
رفتی و تنهام گذاشتی
روی قلبم پا گذاشتی
رفتی تو با یک غریبه
به من اعتنا نکردی
گفتی عشقت اهنینه
رفتی و وفا نکردی
گفتی از دوریت میمیرم
من به عشق تو اسیرم
گفتم از عشقت میترسم
نا امیدو دل شکستم
می دونم وفا نکردم
به تواعتنا نکردم
می دونم دلت شکسته است
از تمومه دنیا خسته است
می دونم تنهات گذاشتم
روی قلبت پا گذاشتم
یه روزی مییام پشیمون
به سراغه تو عشقم
می دونم هیچی نمونده
زیره خاکه هر چی داشتم


 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1384/05/25ساعت 2:47  توسط مهدی | 
روایتی از عسل بانو

 

من و تو یه آسمون بی ستاره

 

من و تو یه آسمون بی ستاره

به بهونه واسه موندن تو شبای عاشقانه

 

ای که از نسل کویری

 بیار برای عشقمون یه کم شراره

 

ای که سردی مثِ خاک

من و حل کن تو خودت مثل یه خواب

 

دلم می خواد تو این شبا

بشی برام یه هم صدا

 

یه هم صدا که بخونه شعرایی با چشمای خیس

یه هم نوا که ببوسه گل های سرد این کویر

 

دلم می خواد برام بگی رازهای گلهای کویر

از اون شبهایی که فقط تو بودی با باد کویر !

 

دلم می خواد با دستهای خیس منو در آغوش بکشی

از تن داغ خودت روح کویر رو در تن من بدمی

 

منو از خودت کنی تو این سکوت بی نظیر

چون فقط تو رو دارم تو این شبای بی کسی

 

بیا با هم ستاره شیم برای این تنها کویر

بیا که آسمون ما می خواد یه کم نور سفید

 

بشکن این سکوتتو  که میشکنه این دل من

با من بیا، ستاره شو ، عاشق بشو برای من

 

                                                                  پریسا

من و تو یه آسمون بی ستاره

 

من و تو یه آسمون بی ستاره

به بهونه واسه موندن تو شبای عاشقانه

 

ای که از نسل کویری

 بیار برای عشقمون یه کم شراره

 

ای که سردی مثِ خاک

من و حل کن تو خودت مثل یه خواب

 

دلم می خواد تو این شبا

بشی برام یه هم صدا

 

یه هم صدا که بخونه شعرایی با چشمای خیس

یه هم نوا که ببوسه گل های سرد این کویر

 

دلم می خواد برام بگی رازهای گلهای کویر

از اون شبهایی که فقط تو بودی با باد کویر !

 

دلم می خواد با دستهای خیس منو در آغوش بکشی

از تن داغ خودت روح کویر رو در تن من بدمی

 

منو از خودت کنی تو این سکوت بی نظیر

چون فقط تو رو دارم تو این شبای بی کسی

 

بیا با هم ستاره شیم برای این تنها کویر

بیا که آسمون ما می خواد یه کم نور سفید

 

بشکن این سکوتتو  که میشکنه این دل من

با من بیا، ستاره شو ، عاشق بشو برای من

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1384/05/23ساعت 0:26  توسط مهدی | 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1384/05/23ساعت 0:18  توسط مهدی | 
دردهاي من

 

دردهاي من
جامه نيستند
تا زتن درآورم
چامه و چكامه نيستند
تا به رشته ي سخن در آورم
نعره نيستند
تا زناي جان برآورم
دردهاي من نگفتني
دردهاي من نهفتني است
دردهاي من
گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست
درد مردم زمانه است
مردمي كه چين پوستينشان
مردمي كه رنگ روي آستينشان
مردمي كه نامهايشان
جلد كهنه ي شناسنامه هايشان
درد مي كند
من ولي تمام استخوان بودنم
لحظه هاي ساده ي سرودنم
درد مي كند
انحناي روح من
شانه هاي خسته ي غرور من
تكيه گاه بي پناهي دلم شكسته است
كتف گريه هاي بي بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهاي پوستي كجا؟
درد دوستي كجا؟
اين سماجت عجيب
پافشاري شگفت دردهاست
دردهاي آشنا
دردهاي بومي غريب
دردهاي خانگي دردهاي كهنه ي لجوج
اولين قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزير خويش را رها كنم؟
درد رنگ و بوي غنچه ي دل است
پس چگونه من
رنگ وبوي غنچه را ز برگهاي تو به توي آن جدا كنم؟
شعر تازه ي مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در اين ميانه من
از چه حرف مي زنم؟
درد حرف نيست
درد نام ديگر من است
من چگونه خويش را صدا كنم؟

دردهاي من
جامه نيستند
تا زتن درآورم
چامه و چكامه نيستند
تا به رشته ي سخن در آورم
نعره نيستند
تا زناي جان برآورم
دردهاي من نگفتني
دردهاي من نهفتني است
دردهاي من
گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست
درد مردم زمانه است
مردمي كه چين پوستينشان
مردمي كه رنگ روي آستينشان
مردمي كه نامهايشان
جلد كهنه ي شناسنامه هايشان
درد مي كند
من ولي تمام استخوان بودنم
لحظه هاي ساده ي سرودنم
درد مي كند
انحناي روح من
شانه هاي خسته ي غرور من
تكيه گاه بي پناهي دلم شكسته است
كتف گريه هاي بي بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهاي پوستي كجا؟
درد دوستي كجا؟
اين سماجت عجيب
پافشاري شگفت دردهاست
دردهاي آشنا
دردهاي بومي غريب
دردهاي خانگي دردهاي كهنه ي لجوج
اولين قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزير خويش را رها كنم؟
درد رنگ و بوي غنچه ي دل است
پس چگونه من
رنگ وبوي غنچه را ز برگهاي تو به توي آن جدا كنم؟
شعر تازه ي مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در اين ميانه من
از چه حرف مي زنم؟
درد حرف نيست
درد نام ديگر من است
من چگونه خويش را صدا كنم؟

 

 

2 نوشته شده در  شنبه 1384/05/22ساعت 3:50  توسط مهدی | 
سلام
سلام دوستان

من امروز به بلاگ فا آمدم .

البته از بلاگ اسکای اسباب کشی کردم . فکر میکنم دوباره درش تخته شد.

برای همتنون آرزوی سلامتی و سر بلندی دارم

کوچیک همتون (مهدی)

2 نوشته شده در  شنبه 1384/05/22ساعت 2:56  توسط مهدی | 
 
صفحه نخست
Email
آرشیو
دراین خانه شبهای تنهائی
هستی بخش جهان عشق آفرید.
واز عشق روشنائی آمد پدید.

دست نوشته های قبل
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل آذر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته دوم دی 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384
 
تعداد بازدید از وبلاگ Free Web Site Counters
Get a

هستم یا نه




ليست وبلاگهای به روز شده ليست وبلاگهای به روز شده

دوستان بلاگرمن

< مرجان >

< شهر سکوت>

< کوچه شهر دلم >

< رویای غروب>

< سکوت را بیاموز تا دانا شوی>

< محمدبهترین خواننده ایرانی >

< کلبه تنهائی >

< دربرابرباد >