![]() |
بی سرزمین تر از باد |
![]() |
|
دلیل رفتنم شدی
|
|
|
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه 1384/05/31ساعت 0:29 توسط مهدی |
|
|
تو خزون دل سپردن
|
|
|
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه 1384/05/30ساعت 2:16 توسط مهدی |
|
|
در آنجا
|
|
|
|
|
2 نوشته شده در
شنبه 1384/05/29ساعت 1:51 توسط مهدی |
|
|
بدون شرح
|
|
|
|
2 نوشته شده در
شنبه 1384/05/29ساعت 1:1 توسط مهدی |
|
|
آخر دفتر ِ من(روایتی از عسل بانو)
|
|
آخر دفتر ِ من آخر دفترم همین بود ! آخرِ عشق منم بی نشون موند! چی می شه حالا که خسته ام یه بار دیگه به رسم رفاقت بی آیی و توی دستام، بکاری گل ها ی مریم!! که سپید شه روزگارم! که نشم غمگین واسه روز های رفتم! بگیر دستای سردمو تو جاده که نشم خسته از اون روزای رفته !
|
|
2 نوشته شده در
جمعه 1384/05/28ساعت 3:23 توسط مهدی |
|
|
زندگی بی معناست
|
|
زندگی بی معناست مثل يک شادی پوچ مثل يک درد عميق مثل يک کبوتر بی پر و بال زندگی بی معناست مثل يک پاييز زرد *** و اکنون عشق را همچون ديواری می پندارم که بين من و توست ...
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 1384/05/27ساعت 0:8 توسط مهدی |
|
|
گفتم از زندگی خسته ام
|
|
|
|
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه 1384/05/25ساعت 2:47 توسط مهدی |
|
|
روایتی از عسل بانو
|
|
من و تو یه آسمون بی ستاره من و تو یه آسمون بی ستاره به بهونه واسه موندن تو شبای عاشقانه ای که از نسل کویری بیار برای عشقمون یه کم شراره ای که سردی مثِ خاک من و حل کن تو خودت مثل یه خواب دلم می خواد تو این شبا بشی برام یه هم صدا یه هم صدا که بخونه شعرایی با چشمای خیس یه هم نوا که ببوسه گل های سرد این کویر دلم می خواد برام بگی رازهای گلهای کویر از اون شبهایی که فقط تو بودی با باد کویر ! دلم می خواد با دستهای خیس منو در آغوش بکشی از تن داغ خودت روح کویر رو در تن من بدمی منو از خودت کنی تو این سکوت بی نظیر چون فقط تو رو دارم تو این شبای بی کسی بیا با هم ستاره شیم برای این تنها کویر بیا که آسمون ما می خواد یه کم نور سفید بشکن این سکوتتو که میشکنه این دل من با من بیا، ستاره شو ، عاشق بشو برای من پریسا من و تو یه آسمون بی ستاره من و تو یه آسمون بی ستاره به بهونه واسه موندن تو شبای عاشقانه ای که از نسل کویری بیار برای عشقمون یه کم شراره ای که سردی مثِ خاک من و حل کن تو خودت مثل یه خواب دلم می خواد تو این شبا بشی برام یه هم صدا یه هم صدا که بخونه شعرایی با چشمای خیس یه هم نوا که ببوسه گل های سرد این کویر دلم می خواد برام بگی رازهای گلهای کویر از اون شبهایی که فقط تو بودی با باد کویر ! دلم می خواد با دستهای خیس منو در آغوش بکشی از تن داغ خودت روح کویر رو در تن من بدمی منو از خودت کنی تو این سکوت بی نظیر چون فقط تو رو دارم تو این شبای بی کسی بیا با هم ستاره شیم برای این تنها کویر بیا که آسمون ما می خواد یه کم نور سفید بشکن این سکوتتو که میشکنه این دل من با من بیا، ستاره شو ، عاشق بشو برای من |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه 1384/05/23ساعت 0:26 توسط مهدی |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه 1384/05/23ساعت 0:18 توسط مهدی |
|
|
دردهاي من
|
|
دردهاي من دردهاي من |
|
2 نوشته شده در
شنبه 1384/05/22ساعت 3:50 توسط مهدی |
|
|
سلام
|
|
سلام دوستان
من امروز به بلاگ فا آمدم . البته از بلاگ اسکای اسباب کشی کردم . فکر میکنم دوباره درش تخته شد برای همتنون آرزوی سلامتی و سر بلندی دارم کوچیک همتون (مهدی) |
|
2 نوشته شده در
شنبه 1384/05/22ساعت 2:56 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| دراین خانه شبهای تنهائی |
|
هستی بخش جهان عشق آفرید.
واز عشق روشنائی آمد پدید. |
|
تعداد بازدید از وبلاگ
|